تبليغاتX
حسرت
 
حسرت
 
 
شعر
 
سلام

بر زخم های کهنه مان هم نمک زدید

چیزی نمانده بود .. خودم را کتک زدید

با تیغ هایتان که به تفتیش شهره اند

حتی درون جمجمه ها را ترک زدید

اینجا شعار عشق برایم فریب بود

با عشق های مرده به من هم کلک زدید

 

..

یک قسمت از جهنمتان را خریده اید

بر سیب های قرمز حوا که نک زدید

تنها نه اینکه حق کسی را نداده اید

بر زخم های کهنه مان هم نمک زدید



درود به همه ی دوستان

نه من تاب تبانی دارم و نه دوستان روشنم

کانون هنرمندان  برای من تاریخ مصرف گذشته است.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 1:19  توسط مهدی ذبیحی حصار  | 
 
  بالا